تمدن هایی که کمبود اب را جدی نگرفتند....
تمدنهایی که کمبود آب را جدی نگرفتند و ...
بیآبی چیز جدیدی نیست. تمدنهایی بودهاند که صدها سال عمر کردهاند و آثار فاخری از خود برجای گذاشتهاند که هنوز دانشمندان را در حیرت خود نگه داشته است. اما بر اثر تغییرات آب و هوا و کمبود آب، رخت از تاریخ بربستهاند و صفحات آن را به تمدنهای بعدی سپردهاند.
شاید عجیبترین مورد، تمدن دره سند باشد. هنوز این سرزمین که از هند تا ایران کشیده میشده است، پر از جلگههای معروف و سرسبز است و گاهی از وفور باران در سیل فرومیغلتد. اما تمدن دره سند 3000 سال پیش نابود شد. دانشمندان علت اصلی آن را تغییر الگوی باران و کاهش محصول میدانند. طبیعی است جمعیت 5 میلیونی آن که در دوره خود عدد بسیار بزرگی بوده و دستکم 10% جمعیت جهان محسوب میشده، نیازمند آب و غذای فراوانی بوده است. هماکنون نیز یکی از مشکلات اصلی در کمآبی، جمعیت زیاد کره زمین است.

یکی دیگر از تمدنهایی که تغییرات آب و هوایی را دستکم گرفته و مانند بشر امروزی، با وجود اینهمه تهدید طبیعی به کشتار یکدیگر افتادند، تمدن معروف مایا در آمریکایی مرکزی است. شهرها، خیابانها، بناهای تاریخی با مهندسی پیشرفته، زمینهای وسیعِ زیر کشت، کاربرد وسیع ریاضی و نگارش و تقویم و ... هر کسی را به تحسین وامیدارد. شهرهای تمدن مایا در حدود 900 میلادی از سکنه خالی شد و اکنون تنها زبان مایایی و برخی سنن آن به جا مانده است.

آب واقعاً مایه حیات است و ارزش آن را زمانی حس میکنیم که آن را از دست میدهیم. علت آن این است که هیچ چیز جای آب را نمیگیرد. کاش به صورت طبیعی دچار فقدان آن میشدیم. مشکل اینجا است که خدا همیشه نعمت میدهد و این ما هستیم که از آن بد استفاده میکنیم.
به هر حال چالشی که ما با آن روبرو هستیم، یافتن راههای حفظ، مدیریت و توزیع مناسب منابع آب شیرین است. متأسفانه ایران در بین 133 کشور جهان در رتبهبندی مدیریت منابع آب، بر پله 132 ایستاده است. واشنگتنپست سه نشانه مدیریت ناکارآمد بر منابع آبی را فناوری نامناسب در حوزه کشاورزی، یارانههای سنگین دولت بر حوزه آب و فقدان برنامه ریزی بلند مدت میداند.
به نظر میرسد باید برای کاهش مصرف آب از روشهای متنوعی بهره گرفت و الا به زودی با مشکلات لاعلاجی روبرو خواهیم بود:
· آگاهیبخشی: اولین قدم آن است که همه بدانند مشکل آب دامن آنها را نیز خواهد گرفت. «همه» شامل مردم، نخبگان و مسئولان دولتی میشود.
· همکاری جهانی: مشکل کمآبی یکی از مشکلات بینالمللی است یعنی هم علل آن و هم پیامدهایش از مرزها میگذرد بنابر این جز از طرق بینالمللی قابل حل نیست.
· پیشگیری از گسترش کمآبی با وضع مقررات سخت، ابتکارات علمی و تلاش سازمانهای مردمنهاد (سمن): درخواست رئیس سازمان حفاظت محیط زیست در شهریور سال جاری برای تشکیل اتاقهای فکر میان نمایندگان دولت و تشکلهای مردمنهاد و همچنین تأکید وی بر لزوم تلاش برای بکارگیری ایدههای دانشگاهی برای حل مشکل کمآبی، طلیعه اقدامات مثبت در این زمینه است. خانم ابتکار همچنین به دستور دولت به صنایع بزرگ برای نصب تجهیزات مناسب خبر داد و هشدار داد در صورت عدم تعامل مثبت آنها تا آخر سال جاری، تذکر دریافت کرده و حتی شاید برخی از آنها تعطیل شوند. باید دید آیا این ضربالاجل دولت نیز مانند ضربالاجل نیروی انتظامی به خودروسازان برای ارتقای استانداردهای خود دائماً تمدید خواهد شد یا نه! اگر در کشور ما سمنها از قدرت عمل بیشتری برخوردار شوند، میتوانند با درخواست تحریم کالاهای شرکتی که از روشهای ضدمحیطزیستی در تولید محصول خود بهره میگیرد، آن شرکت را مجبور به تغییر روش خود میکردند.

· وجود یک نظام جامع و اولویتگذاری بر اصلاح بخش کشاورزی: فشار زیاد بر شهروندان برای صرفهجویی در مصرف آب، در کشوری چون ایالات متحده صحیح است که حدود نیمی از مصرف آب به واحدهای مسکونی برمیگردد. اما در ایران 90% آب توسط بخش کشاورزی مصرف میشود و حتی اگر همه مردم در خانههای خود و حتی واحدهای تجاری و صنعتی صرفهجویی کنند، مشکلی حل نمیشود. پس دولت و صداوسیما به جای اینگونه اقدامات و تبلیغات یا انداختن تقصیر به گردن کشورهای همسایه یا کره زمین، بهتر است هر چه زودتر راه چارهای برای اصلاح نظام کشاورزی در ایران ابداع کنند. به نظر میرسد علاوه بر روشهای نوین آبیاری، محدودسازی کشاورزی در ایران به چند محصول راهبردی و انتقال عمده شاغلان این حوزه به حوزههای جدید مانند توریسم و علم و فناوری سه راهکار منطقی و غیرقابل اجتناب برای کشور خشکی مانند ایران است. در واقع ما نیازمند همفکری و همکاری همه در حوزههای مختلف هستیم که تشکیل شورای عالی آب، میتواند طلیعه آن باشد.
· حرکت به سمت افزایش منابع آبی با سرمایهگذاری در این زمینه: اگر تنها به فکر افزایش منابع آبی باشیم، مثلاً پروژه انتقال آب خلیج فارس را به داخل فلات ایران پیگیری کنیم، علاوه بر اینکه هزینههای سنگینی به صورت سالیانه برای این پروژه و شیرینسازی آب از جیب مردم و دولت خواهد رفت، این کار بدان معنا است که از تغییر خود عاجزیم و تنها میخواهیم همه چیز را با خود هماهنگ کنیم. با این حال اگر مواردی که پیشتر گفته شد مانند پیشگیری از افزایش مصرف به ویژه در بخش کشاورزی نتیجه نداد، میتوانیم در برخی نواحی ساحلی از شیرینسازی آب استفاده کنیم، یا از برخی کشورهای دیگر آب وارد کنیم. ضمن اینکه میتوان با سیاستهای مختلف در بلندمدت به افزایش آبهای زیرزمینی و سطحی یاری رساند.

اگر دست روی دست گذاشته و منتظر بقیه باشیم، شاید زودتر از بقیه تلف شویم. فکر سفر به کشورهای دیگر یا اتهامزنی به این و آن را از سر بیرون کنیم و به خود، کشور و آیندهمان بیاندیشیم. ظاهراً مجبوریم پیش از اینکه همه گزینههایمان را از دست بدهیم، عجالتاً یک یا دو گزینه را فدا کنیم.
- ۹۳/۱۰/۲۵